سه شنبه ، 18 بـهـمن ، 90   جستجو  | 
مركز بهينه كاوی ايران
بهینه كاویانواع بهینه کاوی

 

انواع بهینه کاوی

باید توجه داشت كه مدل­ها و فرآیندهای مختلفی برای بهینه کاوی وجود دارد كه حاصل توسعه و ترفی همان مدل اولیه می­باشد. تعدادی از این مدل­ها عبارتند از:

” مدل IBM- Coopers & Lybrand- Mckingscy- Gregory H.Watson - GM- Westinghouse و ...“

در ادامه یكی از عمومی­ترین مدل آن را بررسی می­كنیم.

بهینه کاوی را می­توان بر مبنای آنچه كه مقایسه می­شود (زمینه) و آن چیزی كه در قبال آن مقایسه صورت می­گیرد (حوزه) تعریف نمود. زمینه­هایی كه می­توان بنچ مارك كرد، 6 مورد می­باشد:

 

1.       بنچ مارك فرآیند(Process Benchmarking): تمركز اولیه بر روی مشاهده و بررسی فرآیند تجاری با هدف تعیین و مشاهده بهترین تجارب در یك یا چند زمینه می­باشد. در این نوع بنچ مارك، آنالیز و تحلیل فعالیت­ها زمانی انجام می­گیرد كه موضوع بنچ مارك، هزینه و اثربخشی باشد. به خصوص زمانی كه فعالیت­های ستادی سازمان، برون سپاری شده باشند بیشتر اهمیت پیدا می­كند.

2.       بنچ مارك مالی(Financial Benchmarking): انجام تحلیل مالی و مقایسه نتایج آن در تلاش صورت گرفته برای ارزیابی كلی رقابت­پذیری سازمان خودی می­باشد.

3.       بنچ مارك عملكرد(Performance Benchmarking): مقایسه­ای از اندازه­گیری­های عملكردی(اغلب مالی و عملیاتی) به منظور مشخص كردن اینكه شركت خودی در مقایسه با سایر شركت­ها تا چه حد خوب عمل كند، می­باشد.

4.       بنچ مارك محصول(Product Benchmarking): در فرآیند طراحی محصول جدید یا ارتقاء محصول فعلی به كار می­رود. این فرآیند می­تواند در برخی اوقات شامل مهندسی معكوس بر روی محصولات رقیب برای پی بردن به نقاط قوت و ضعف آنها باشد.

5.       بنچ مارك استراتژیك(Strategic Benchmarking): مقایسه انتخاب­ها و تمایلات شركت­های دیگر به منظور جمع­ آوری اطلاعات جهت بهبود برنامه­ ریزی و موقعیت­ یابی استراتژیك شركت خودی است.

6.       بنچ مارك وظیفه­ای(Functional Benchmarking): سازمان بنچ مارك خود را بر روی وظیفه­ای واحد جهت بهبود عملیات آن وظیفه بخصوص متمركز می كند. وظایف تركیبی از قبیل: منابع انسانی، حسابداری، تكنولوژی ارتباطات و اطلاعات، شرایط متفاوتی را در مقایسه مستقیم هزینه و اثربخشی دارند و ممكن است به تفكیك فرآیندها برای رسیدن به یك مقایسه قابل اطمینان نیاز باشد.

 

اما حوزه­های بنچ مارك به 4 دسته تقسیم می­شوند:

1.       بنچ مارك داخلی(یك شروع ملایم): مقایسه بین قسمت­ها، واحدها و شركت­های تابعه درون همان شركت یا سازمان می­باشد. این نوع بنچ مارك داخلی می­باشد كه اغلب تعریف كردن فرآیندها قابل مقایسه ساده بوده و داده­ها و اطلاعات به سادگی و اغلب به فرم استاندارد به دست می­آیند.

2.       بنچ مارك رقابتی(یك مقایسه حساس): یك مقایسه مستقیم از عملكرد یا نتایج خودی در مقابل بهترین رقبای واقعی است، رقیبی كه همان محصول یا خدمت را تولید و ارائه می­دهد. این نوع بنچ مارك یك بررسی از تجزیه و تحلیل رقیب است. به نحوی كه به جای تمركز روی مقدار متوسط صنعت، تمركز روی بهترین رقبا باشد.

3.       بهینه کاوی كاركردی(برای یادگیری از نزدیك­ترین مورد): مقایسه فرآیندها یا كاركردها یا شركت­های غیررقیب در همان صنعت یا زمینه تكنولوژیكی می­باشد. در این نوع از بنچ مارك، شركای بهینه کاوی می­توانند مشتری­ها، تأمین­كنندگان و یا دیگر شركت­های داخل همان صنعت یا زمینه تكنولوژیك باشند.

4.       بهینه کاوی ژنریك(تمرینی از خلاقیت): مقایسه فرآیندهای خودی با بهترین فرآیند نزدیك به آن با صرف نظر از نوع صنعت می­باشد. یافتن شركت­هایی كه در صنایع غیرمرتبط، فرآیندهای مشابه با فرآیندهای شركت خودی دارند معمولاً نیازمند خلاقیت می­باشد. همان امر در مورد انتقال اطلاعات از یك صنعت به صنایع دیگر نیز صادق است. توان تعیین تكنولوژی­ها جدید و تجاری كه ما را برای عبور از موانع، هدایت خواهند كرد مهمترین موضوع در بهینه کاوی ژنریك می­ باشد.

 

 

تعریف بهینه کاوی  

تاریخچه بهینه کاوی

فرآیند بهینه کاوی

 


صفحه اصلی | درباره ما | بهینه كاوی | خدمات | عضويت | مدیریت دانش | اخبار | تماس با ما

Copyright ©2009-2010 IBMC
Portal Powered By Abanegan Co