انواع بهینه کاوی
باید توجه داشت كه مدلها و فرآیندهای مختلفی برای بهینه کاوی وجود دارد كه حاصل توسعه و ترفی همان مدل اولیه میباشد. تعدادی از این مدلها عبارتند از:
” مدل IBM- Coopers & Lybrand- Mckingscy- Gregory H.Watson - GM- Westinghouse و ...“
در ادامه یكی از عمومیترین مدل آن را بررسی میكنیم.
بهینه کاوی را میتوان بر مبنای آنچه كه مقایسه میشود (زمینه) و آن چیزی كه در قبال آن مقایسه صورت میگیرد (حوزه) تعریف نمود. زمینههایی كه میتوان بنچ مارك كرد، 6 مورد میباشد:
1. بنچ مارك فرآیند(Process Benchmarking): تمركز اولیه بر روی مشاهده و بررسی فرآیند تجاری با هدف تعیین و مشاهده بهترین تجارب در یك یا چند زمینه میباشد. در این نوع بنچ مارك، آنالیز و تحلیل فعالیتها زمانی انجام میگیرد كه موضوع بنچ مارك، هزینه و اثربخشی باشد. به خصوص زمانی كه فعالیتهای ستادی سازمان، برون سپاری شده باشند بیشتر اهمیت پیدا میكند.
2. بنچ مارك مالی(Financial Benchmarking): انجام تحلیل مالی و مقایسه نتایج آن در تلاش صورت گرفته برای ارزیابی كلی رقابتپذیری سازمان خودی میباشد.
3. بنچ مارك عملكرد(Performance Benchmarking): مقایسهای از اندازهگیریهای عملكردی(اغلب مالی و عملیاتی) به منظور مشخص كردن اینكه شركت خودی در مقایسه با سایر شركتها تا چه حد خوب عمل كند، میباشد.
4. بنچ مارك محصول(Product Benchmarking): در فرآیند طراحی محصول جدید یا ارتقاء محصول فعلی به كار میرود. این فرآیند میتواند در برخی اوقات شامل مهندسی معكوس بر روی محصولات رقیب برای پی بردن به نقاط قوت و ضعف آنها باشد.
5. بنچ مارك استراتژیك(Strategic Benchmarking): مقایسه انتخابها و تمایلات شركتهای دیگر به منظور جمع آوری اطلاعات جهت بهبود برنامه ریزی و موقعیت یابی استراتژیك شركت خودی است.
6. بنچ مارك وظیفهای(Functional Benchmarking): سازمان بنچ مارك خود را بر روی وظیفهای واحد جهت بهبود عملیات آن وظیفه بخصوص متمركز می كند. وظایف تركیبی از قبیل: منابع انسانی، حسابداری، تكنولوژی ارتباطات و اطلاعات، شرایط متفاوتی را در مقایسه مستقیم هزینه و اثربخشی دارند و ممكن است به تفكیك فرآیندها برای رسیدن به یك مقایسه قابل اطمینان نیاز باشد.
اما حوزههای بنچ مارك به 4 دسته تقسیم میشوند:
1. بنچ مارك داخلی(یك شروع ملایم): مقایسه بین قسمتها، واحدها و شركتهای تابعه درون همان شركت یا سازمان میباشد. این نوع بنچ مارك داخلی میباشد كه اغلب تعریف كردن فرآیندها قابل مقایسه ساده بوده و دادهها و اطلاعات به سادگی و اغلب به فرم استاندارد به دست میآیند.
2. بنچ مارك رقابتی(یك مقایسه حساس): یك مقایسه مستقیم از عملكرد یا نتایج خودی در مقابل بهترین رقبای واقعی است، رقیبی كه همان محصول یا خدمت را تولید و ارائه میدهد. این نوع بنچ مارك یك بررسی از تجزیه و تحلیل رقیب است. به نحوی كه به جای تمركز روی مقدار متوسط صنعت، تمركز روی بهترین رقبا باشد.
3. بهینه کاوی كاركردی(برای یادگیری از نزدیكترین مورد): مقایسه فرآیندها یا كاركردها یا شركتهای غیررقیب در همان صنعت یا زمینه تكنولوژیكی میباشد. در این نوع از بنچ مارك، شركای بهینه کاوی میتوانند مشتریها، تأمینكنندگان و یا دیگر شركتهای داخل همان صنعت یا زمینه تكنولوژیك باشند.
4. بهینه کاوی ژنریك(تمرینی از خلاقیت): مقایسه فرآیندهای خودی با بهترین فرآیند نزدیك به آن با صرف نظر از نوع صنعت میباشد. یافتن شركتهایی كه در صنایع غیرمرتبط، فرآیندهای مشابه با فرآیندهای شركت خودی دارند معمولاً نیازمند خلاقیت میباشد. همان امر در مورد انتقال اطلاعات از یك صنعت به صنایع دیگر نیز صادق است. توان تعیین تكنولوژیها جدید و تجاری كه ما را برای عبور از موانع، هدایت خواهند كرد مهمترین موضوع در بهینه کاوی ژنریك می باشد.
تعریف بهینه کاوی
تاریخچه بهینه کاوی
فرآیند بهینه کاوی